سالهای زیادی گذشت تا بفهمم زندگی شوخی به اشتباه جدی گرفته
سالهای زیادی گذشت تا بفهمم زندگی شوخی به اشتباه جدی گرفته شده ی ماست
و به اندازه خواستن های ما بخیل
و به انداره نخواستن های ما دست و دل باز
و از هیچکس هیچ چیز بعید نیست
همانقدر که از روزگار فهمیده ام بغضی قرص اعصاب مصرف میکنند
بعضی چهار اثر از اسکاول شین میخوانند و انرژی مثبت جذب میکنند
بعضی دعا می کنند و منتظر معجزه می مانند
بعضی هم هیچ غلطی نمیکنند به ریش بقیه میخندند
فهمیده ام گاهی کارکرد یک "آغوش" به مراتب اثر بخش تر از قرص اعصاب و الکل و مخدر و دعا و چهار اثر از اسکاول شین است
فهمیده ام اغلب آنهایی که حرف میزنند معمولا در عمل لنگ میزنند
فهمیده ام کتاب خواندن بهتر از نخواندنش است اما باید برای سطر سطر این آگاهی منتظر رنج های مضاعفی باشی
میدانم اندازه عشق ها و زخم ها و دلتنگی هایی که دچارش میشوی شب بیداری هایت کش خواهد آمد و قرص خواب، بی مروتی زبان نفهم است که کارش را بلد نیست
یاد گرفته ام بلد می شوی خودت را
و همانقدر که بلد میشوی خودت را خسته میشوی از خودت
و همانقدر که خسته میشوی از خودت سماجت میکنی به بودن و دیگر از نبودن نمی هراسی
یاد گرفته ام خیلی چیزهایی که حتی فکرش را نمیکنی از طریق ژن منتقل میشود مثل دوست داشتن خود و توی لعنتی ممکن است وارث این ژن لعنتی نباشی
آنوقت مجبوری آن را با میخ طویله توی مغز و روحت فرو کنی
یاد گرفته ام تا آخر این عمر لامصب قرار است یاد بگیری و امتحان شوی و باز آن لحظه آخر هیچ بعید نیست که یک گاف بزرگ بدهی
یاد گرفته ام گاهی نه میتوانی به تمامی مومن شوی نه به تمامی مشرک پس ترجیح میدهی بی خیال شانس و قسمت و مصلحت، مسئولیت گندهایی که میزنی و حتی گندهایی که دیگران به زندگی ات میزنند خودت بر عهده بگیری و خواستنی هایت را از خودت بخواهی تا کلاهت با پروردگارت توی هم نرود
یاد گرفته ام با همه این تفاسیر امید آخرین چیزیست که میمیرد
وشاید به همین خاطر است که همچنان ادامه میدهی و ادامه میدهی و ادامه میدهی
و یاد گرفته ام بعد از این همه سال زندگی هیچ چیز یاد نگرفته ام هیچ چیز
"پریسا زابلی پور"
و به اندازه خواستن های ما بخیل
و به انداره نخواستن های ما دست و دل باز
و از هیچکس هیچ چیز بعید نیست
همانقدر که از روزگار فهمیده ام بغضی قرص اعصاب مصرف میکنند
بعضی چهار اثر از اسکاول شین میخوانند و انرژی مثبت جذب میکنند
بعضی دعا می کنند و منتظر معجزه می مانند
بعضی هم هیچ غلطی نمیکنند به ریش بقیه میخندند
فهمیده ام گاهی کارکرد یک "آغوش" به مراتب اثر بخش تر از قرص اعصاب و الکل و مخدر و دعا و چهار اثر از اسکاول شین است
فهمیده ام اغلب آنهایی که حرف میزنند معمولا در عمل لنگ میزنند
فهمیده ام کتاب خواندن بهتر از نخواندنش است اما باید برای سطر سطر این آگاهی منتظر رنج های مضاعفی باشی
میدانم اندازه عشق ها و زخم ها و دلتنگی هایی که دچارش میشوی شب بیداری هایت کش خواهد آمد و قرص خواب، بی مروتی زبان نفهم است که کارش را بلد نیست
یاد گرفته ام بلد می شوی خودت را
و همانقدر که بلد میشوی خودت را خسته میشوی از خودت
و همانقدر که خسته میشوی از خودت سماجت میکنی به بودن و دیگر از نبودن نمی هراسی
یاد گرفته ام خیلی چیزهایی که حتی فکرش را نمیکنی از طریق ژن منتقل میشود مثل دوست داشتن خود و توی لعنتی ممکن است وارث این ژن لعنتی نباشی
آنوقت مجبوری آن را با میخ طویله توی مغز و روحت فرو کنی
یاد گرفته ام تا آخر این عمر لامصب قرار است یاد بگیری و امتحان شوی و باز آن لحظه آخر هیچ بعید نیست که یک گاف بزرگ بدهی
یاد گرفته ام گاهی نه میتوانی به تمامی مومن شوی نه به تمامی مشرک پس ترجیح میدهی بی خیال شانس و قسمت و مصلحت، مسئولیت گندهایی که میزنی و حتی گندهایی که دیگران به زندگی ات میزنند خودت بر عهده بگیری و خواستنی هایت را از خودت بخواهی تا کلاهت با پروردگارت توی هم نرود
یاد گرفته ام با همه این تفاسیر امید آخرین چیزیست که میمیرد
وشاید به همین خاطر است که همچنان ادامه میدهی و ادامه میدهی و ادامه میدهی
و یاد گرفته ام بعد از این همه سال زندگی هیچ چیز یاد نگرفته ام هیچ چیز
"پریسا زابلی پور"
- ۵.۹k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط