مرغ دریا خبر از یک شب دریایی داشت

مرغ دریا خبر از یک شب دریایی داشت
گشت فریاد کشان بال به دریا زد و رفت
چه هوایی به سرش بود که با دست تهی
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت
بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید
قلم نسخ براین خط چلیپا زد




عکاس:همسر عزیزم
دیدگاه ها (۱)

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 8بسرعت لباسش رو پوشی...

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چه...

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چه...

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چه...

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چه...

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چه...

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چه...

مرغ دریا خبر از یک شب دریایی داشتگشت فریاد کشان بال به دریا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط