دوباره شب..

دوباره شب..
دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ی ابرهای عالمی پر نمی شود..!
دوباره شب..
دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته است..
دوباره شب..
دوباره تنهایی..
دوباره سکوت..
و دوباره من و یک دنیا خاطره..........
دیدگاه ها (۲)

دوست دارم یک شبه هفتاد سال پیر شوم و در کنار خیابانی بایستم!...

#دختر که باشی میدونی اولین عشق زندگیت پدرته ، دختر که باشی م...

به دنبال کسی بودم کهبتوانم با او زندگی کنماماکسی را یافتم که...

وقتی شب میشهیـه دنیـا خاطرهیـه دنیـا خیـالمیـاد تـو دل آدممن...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

گاهی بزرگ‌ترین دلتنگی، برای کسی نیست که دوستش داشتی؛ برای رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط