لکنت شعر و پریشانی و جنجال دلم

لکنت شعر و پریشانی و جنجال دلم
چه بگویم که کمی خوب شود حال دلم

کاش میشد که شما نیز خبردار شوید
لحظه ای از من و از درد کهنسال دلم

از سرم آب گذشته است مهم نیست اگر
غم دنیای شما نیز شود مال دلم

عاشق نان و زمین نیستم این را حتما
بنویسید به دفترچه ی اعمال دلم

آه! یک عالمه حرف است که باید بزنم
ولی انگار زبانم شده پامال دلم
دیدگاه ها (۱)

افلاطون می گوید :اگر با دلت ،چیزی یا کسی را دوست داری ؛ زیا...

هزار سال به سوی تو آمدم افسوسهنوز دوری دور از من ای امید محا...

.بگو به شهریور ..!که ما بیشتر عاشقانه هایمان را هنوز نخوانده...

مجنون که شدم لیلی من مُردیوسُف که شدم گرگ مرا خوردمن تیشه زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط