سناریو تک پارتی
سناریو تک پارتی
شیپ : گوجو × سوکونا
چند نکته قبل سناریو:
۱. سوکونا ژونزح چهارتا دست دارح
۲. گوجو وارد رابطه با توجی شد و سوکونا الان فهمید گوجو بهش خیانت کرده(عاقا نگاح نکن درخواستی بودح)
از زبان راوی:
خونه گوجو _ ساعت ۹ شب
سوکونا از وقتی که عکس توجی و گوجو رو درحالی که هم رو میبوسیدن دیده بود خیلی عصبی شده بود و خونش بجوش اومده بود برای همین اومد خونه گوجو تا از خود گوجو بپرسه که دید گوجو خونه نیست و برای همین خونه موند تا گوجو برسه.
*نیم ساعت بعد*
صدای کلید اومد و بعدش صدای باز و بسته شدن در و گوجو اومد داخل خونه که نگاهش به سوکونا افتاد که عصبی نشسته و رگهای گردن و شقیقهاش زده بیرون.
گوجو:*با لبخند زورکی و استرس*[ اوه سلام سوکونا...اینجا چیکار میکنی؟]
سوکونا با عصبانیت بلند میشه و با یک دستش یقه گوجو رو میگیره و میکوبش به دیوار و با اون یکی دستش صفحه گوشیش رو نشون میده و همون عکسی رو نشون میده که توجی و گوجو باهم بودن.(بعدا دوتا دست دیگهاش هم بح کار میگیرمح)
سوکونا: [من چی کم داشتم که با این عوضی رفتی تو رابطه؟]
گوجو خشکش زده بود و هنوز شوکه بود از اینکه سوکونا چطور اون عکس رو پیدا کرده.
سوکونا : [هیکل داره منم دارم...عضله داره منم دارم...اخلاق داره منم اخلاق دارم...تنها تفاوت اینه که اون یه بچه داره]
گوجو :[ ب..بخدا برات توضیح میدم]
سوکونا یکم مکث میکنه و بعدش لبخند شیطانی میزنه.
سوکونا:[نکنه دلت بچه میخواد هوم؟]
گوجو: [چی؟نه نه منظورم این ن_]
سوکونا بدون اینکه بزاره حرف گوجو تموم بشه میندازشش رو شونهش و گوجو رو میبره تو اتاق و میندازه رو تخت.
سوکونا: [یجوری میکنمت که تا یک هفته التماسم کنی که بلندت کنم و حرکتت بدم](گفتم بزارم تا یک هفتح نتونی درست راه بری ولی دیدم اون خز شدح بودح🗿🤌🏻 )
سوکونا لباس های خودش و گوجو و در میاره و گوز گوز گوز....اهم داگی استایلش میکنه 👁👄👁
گوجو: [از پش_آههه]
سوکی جون زبونشو میکنه تو مق/عد گوجو و مق/عدش رو میلیسه و میمکه.
گوجو:[آههه]
سوکونا دوتا انگشت هاش رو وارد مق/عد گوجو میکنه و سریع تل/مبه میزنه و با دست دیگهاش کمر گوجو رو گرفته که زیاد وول نخوره و با دوتا دست های دیگهاش با نوک سی/نههای گوجو بازی میکنه.
گوجو:*ار/ضا میشه*[آهههه]
سوکونا:[به همین زودی؟..برای توجی هم همینطوری ناله میکردی؟]
سوکونا به یاد توجی چشمهاش تیره میشه و انگشت هاشو میکشه بیرون و نوک دی/کش رو فشار میده و میماله دور مق/عد گوجو ولی نمیکنه تو.
گوجو:[اذیت نکن]
سوکونا: [التماسم کن....بگو مال منی](این جدیدح از هوش مصنوعی یاد گرفتمح)
گوجو : [من مال توعم حالا زود باش دیگه ]
سوکونا: [گفتم التماسم کن]
گوجو ساکت میشه و هیچی نمیگه...شاید هم نمیدونه چطور التماس کنه..
سوکونا: *عصبی میشه*[ التماس نمیکنی؟..خودت خواستی]
سوکونا یهو کل دی/کش رو وارد میکنه تو مق/عد گوجو.
گوجو:*جیغ میزنه*
سوکونا وحشیانه و خشن تل/مبه میزنه و با دوتا از دستهاش هم با/سن گوجو رو چنگ زده و نگه داشته طوری که رد ناخونهاش و دستهاش مونده.
گوجو: [آههه...هنق..خواهش میکن..آه...آروم...لطفا..آههه]
سوکونا که میبینه گوجو زیاد تقلا میکنه یک دستش رو میزاره رو دهن گوجو .
خب جونم بگه براتون الان موقعیت دست های سوکونا اینطوریه که یکی از دستهاش روی دهن گوجو و از دستش زبونش اومده بیرون و داره گوجو رو میبوسه ، یک دستش داره دی/ک گوجو رو میماله ، یک دستش داره با نوک سی/نه گوجو رو بازی میکنه و با چهارمین دستش موهای گوجو رو میکشه.
بعد چند دقیقه دوتاشون ار/ضا میشن .
گوجو:[آآههه]
سوکونا تا ته میکنه تو گوجو و کا/مش رو خالی میکنه و رو گوجو خم میشه و شونه گوجو رو میکنه تو دهنش و گاز میگیره.
سوکونا:[مممم]
دستش رو از روی دی/ک گوجو برمیداره و میارش بالا و روی دستش کا/م گوجو ریخته و خیس و سوکونا هم کا/م گوجو رو لیس میزنه.
سوکونا: [اوممم، مثل خون خوشمزه~]
سوکونا بدون اینکه دی/کش رو از گوجو بکشه بیرون و بزاره کا/مش بریزه دوباره شروع میکنه به تل/مبه زدن.
گوجو:*ملافه هارو چنگ میزنه*[ نن..هنق...کامت هنوز داخلمه..آهه]
سوکونا دستش رو میزاره رو شکم گوجو که بخاطر کا/مش و سایز دی/کش یکم برآمده شده و فشار میده
گوجو:[هممف...د..دست نزن..آی]
سوکونا:[هنوز خیلی کوچیک باید این برآمدگی رو بیشتر کنم]
*یک ساعت بعد*
دوستانح چونح اگه همهاش رو بنویسم جا کم میادح تو کامنتا میزارمشح🤡💔
عاقا منح بیشتر خندم میگیرح_🌝💔
منح چونحححح دلم براتون سوختح گوذاشتمح👁👄👁💋
شیپ : گوجو × سوکونا
چند نکته قبل سناریو:
۱. سوکونا ژونزح چهارتا دست دارح
۲. گوجو وارد رابطه با توجی شد و سوکونا الان فهمید گوجو بهش خیانت کرده(عاقا نگاح نکن درخواستی بودح)
از زبان راوی:
خونه گوجو _ ساعت ۹ شب
سوکونا از وقتی که عکس توجی و گوجو رو درحالی که هم رو میبوسیدن دیده بود خیلی عصبی شده بود و خونش بجوش اومده بود برای همین اومد خونه گوجو تا از خود گوجو بپرسه که دید گوجو خونه نیست و برای همین خونه موند تا گوجو برسه.
*نیم ساعت بعد*
صدای کلید اومد و بعدش صدای باز و بسته شدن در و گوجو اومد داخل خونه که نگاهش به سوکونا افتاد که عصبی نشسته و رگهای گردن و شقیقهاش زده بیرون.
گوجو:*با لبخند زورکی و استرس*[ اوه سلام سوکونا...اینجا چیکار میکنی؟]
سوکونا با عصبانیت بلند میشه و با یک دستش یقه گوجو رو میگیره و میکوبش به دیوار و با اون یکی دستش صفحه گوشیش رو نشون میده و همون عکسی رو نشون میده که توجی و گوجو باهم بودن.(بعدا دوتا دست دیگهاش هم بح کار میگیرمح)
سوکونا: [من چی کم داشتم که با این عوضی رفتی تو رابطه؟]
گوجو خشکش زده بود و هنوز شوکه بود از اینکه سوکونا چطور اون عکس رو پیدا کرده.
سوکونا : [هیکل داره منم دارم...عضله داره منم دارم...اخلاق داره منم اخلاق دارم...تنها تفاوت اینه که اون یه بچه داره]
گوجو :[ ب..بخدا برات توضیح میدم]
سوکونا یکم مکث میکنه و بعدش لبخند شیطانی میزنه.
سوکونا:[نکنه دلت بچه میخواد هوم؟]
گوجو: [چی؟نه نه منظورم این ن_]
سوکونا بدون اینکه بزاره حرف گوجو تموم بشه میندازشش رو شونهش و گوجو رو میبره تو اتاق و میندازه رو تخت.
سوکونا: [یجوری میکنمت که تا یک هفته التماسم کنی که بلندت کنم و حرکتت بدم](گفتم بزارم تا یک هفتح نتونی درست راه بری ولی دیدم اون خز شدح بودح🗿🤌🏻 )
سوکونا لباس های خودش و گوجو و در میاره و گوز گوز گوز....اهم داگی استایلش میکنه 👁👄👁
گوجو: [از پش_آههه]
سوکی جون زبونشو میکنه تو مق/عد گوجو و مق/عدش رو میلیسه و میمکه.
گوجو:[آههه]
سوکونا دوتا انگشت هاش رو وارد مق/عد گوجو میکنه و سریع تل/مبه میزنه و با دست دیگهاش کمر گوجو رو گرفته که زیاد وول نخوره و با دوتا دست های دیگهاش با نوک سی/نههای گوجو بازی میکنه.
گوجو:*ار/ضا میشه*[آهههه]
سوکونا:[به همین زودی؟..برای توجی هم همینطوری ناله میکردی؟]
سوکونا به یاد توجی چشمهاش تیره میشه و انگشت هاشو میکشه بیرون و نوک دی/کش رو فشار میده و میماله دور مق/عد گوجو ولی نمیکنه تو.
گوجو:[اذیت نکن]
سوکونا: [التماسم کن....بگو مال منی](این جدیدح از هوش مصنوعی یاد گرفتمح)
گوجو : [من مال توعم حالا زود باش دیگه ]
سوکونا: [گفتم التماسم کن]
گوجو ساکت میشه و هیچی نمیگه...شاید هم نمیدونه چطور التماس کنه..
سوکونا: *عصبی میشه*[ التماس نمیکنی؟..خودت خواستی]
سوکونا یهو کل دی/کش رو وارد میکنه تو مق/عد گوجو.
گوجو:*جیغ میزنه*
سوکونا وحشیانه و خشن تل/مبه میزنه و با دوتا از دستهاش هم با/سن گوجو رو چنگ زده و نگه داشته طوری که رد ناخونهاش و دستهاش مونده.
گوجو: [آههه...هنق..خواهش میکن..آه...آروم...لطفا..آههه]
سوکونا که میبینه گوجو زیاد تقلا میکنه یک دستش رو میزاره رو دهن گوجو .
خب جونم بگه براتون الان موقعیت دست های سوکونا اینطوریه که یکی از دستهاش روی دهن گوجو و از دستش زبونش اومده بیرون و داره گوجو رو میبوسه ، یک دستش داره دی/ک گوجو رو میماله ، یک دستش داره با نوک سی/نه گوجو رو بازی میکنه و با چهارمین دستش موهای گوجو رو میکشه.
بعد چند دقیقه دوتاشون ار/ضا میشن .
گوجو:[آآههه]
سوکونا تا ته میکنه تو گوجو و کا/مش رو خالی میکنه و رو گوجو خم میشه و شونه گوجو رو میکنه تو دهنش و گاز میگیره.
سوکونا:[مممم]
دستش رو از روی دی/ک گوجو برمیداره و میارش بالا و روی دستش کا/م گوجو ریخته و خیس و سوکونا هم کا/م گوجو رو لیس میزنه.
سوکونا: [اوممم، مثل خون خوشمزه~]
سوکونا بدون اینکه دی/کش رو از گوجو بکشه بیرون و بزاره کا/مش بریزه دوباره شروع میکنه به تل/مبه زدن.
گوجو:*ملافه هارو چنگ میزنه*[ نن..هنق...کامت هنوز داخلمه..آهه]
سوکونا دستش رو میزاره رو شکم گوجو که بخاطر کا/مش و سایز دی/کش یکم برآمده شده و فشار میده
گوجو:[هممف...د..دست نزن..آی]
سوکونا:[هنوز خیلی کوچیک باید این برآمدگی رو بیشتر کنم]
*یک ساعت بعد*
دوستانح چونح اگه همهاش رو بنویسم جا کم میادح تو کامنتا میزارمشح🤡💔
عاقا منح بیشتر خندم میگیرح_🌝💔
منح چونحححح دلم براتون سوختح گوذاشتمح👁👄👁💋
- ۱.۴k
- ۲۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط