با تو راه میروم و حرف میزنم،

با تو راه میروم و حرف میزنم،
و از شوق این محال که دستم به دست توست،
من!
جای راه رفتن پرواز میکنم،
آن لحظه ها که مات در انزوای خویش،
یا در میان جمع خاموش می‌نشینم،
موسیقی نگاه تو را گوش میکنم،
گاهی میان مردم در ازدحام شهر،
غیر از تو هر چه هست فراموش میکنم...!!!
دیدگاه ها (۱۸)

ﺻﺒﺢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﺴﯽ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ :ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ !ﮔﻔﺘﻤﺶ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ:ﺗﻮ ﭼﻘ...

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺪﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻏﺮﯾﺐ ﺍﺳﺖ : ﺑﻪ ﻓﺘﺢ ﻫﯿﻤﺎﻟﯿﺎ ﻣﯽ ﺭﻭﺩﺑﻪ ﮐﺸﻒ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮ...

به بعضیا باید گفت: اگه واسه ی بعضیا خاص و جیگری برای ما هاپو...

بوی دود می آیدبه گمانم یک نفرپای دنیای مجازیمیسوزدعمر گرانبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط