ما را ثمری نیست ز بی حاصلی عمر

ما را ثمری نیست ز بی حاصلی عمر

عشقی نچشیدیم و ندیدیم و بمردیم
شب خوش ......
دیدگاه ها (۶)

خاطرم آید که شب هابا تمام آرزوهابوسه بر لب های تشنهمی زدیم ا...

ای شمع چه میخندی ؟به شَب تیره خاموشَم؟بخدا مُردم از این حَسر...

در منآهنگِ هزار و یک کوچ است به سمتِ تو...

آنچه هرگز شرح نتوان کردیعنی حال من !!!

ز دستم عمر جوانی رفت افسوس بهار زندگانی رفت افسوس ندانستم که...

از خود خبرم نیست شب و روز ولیکندارم خبر از تو که ز من بی خبر...

ای ساربان غمگین مباشخوش روزگاری می‌رسدیا عمر غم سر می‌رسدیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط