𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗
𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁵

ا/ت با نگرانی گوشی رو روی میز گذاشت.
ا/ت:یعنی حتی الان هم ممکنه صدامون رو بشنوه؟
همه ناخودآگاه به گوشی نگاه کردن.
جونگ‌کوک سریع دستمالی از روی میز برداشت، گوشی رو باهاش بلند کرد و گفت:
جونگ‌کوک:خب، پس خاموشش کنیم!
یونگی نگاهش کرد.
یونگی:اگه واقعاً هک شده باشه، خاموش‌کردنش کافی نیست.
جونگ‌کوک همون‌طور که گوشی رو دور از خودش نگه داشته بود، پرسید:
جونگ‌کوک:پس باهاش چی‌کار کنم؟
جین خیلی جدی گفت:
جین:اول بذارش زمین. جوری گرفتی انگار قراره منفجر بشه.
جونگ‌کوک سریع گوشی رو روی میز گذاشت و چند قدم ازش فاصله گرفت.
جونگ‌کوک:من فقط داشتم احتیاط می‌کردم!
برای چند لحظه، با وجود تمام ترسی که توی خونه پیچیده بود، لبخند کم‌رنگی روی لب‌های همه نشست. اما تهیونگ حتی لبخند هم نزد. نگاهش هنوز روی ا/ت بود.
تهیونگ:تو هیچ‌جا نمی‌ری. مخصوصاً نه اون خونه.
ا/ت بهش نگاه کرد.
ا/ت:هنوز چیزی نگفتم.
تهیونگ:لازم نیست بگی. از نگاهت معلومه داری به رفتن فکر می‌کنی.
ا/ت:چون شاید اونجا جواب همه‌ی سؤال‌هام باشه.
تهیونگ:یا شاید یه تله باشه.
ا/ت:احتمالاً هر دوئه.
تهیونگ با کلافگی از جاش بلند شد.
تهیونگ:این‌قدر راحت درباره‌ش حرف نزن! یکی شب تصادف تعقیبت کرده، الان هم برات پیام تهدیدآمیز فرستاده، بعد تو می‌خوای بری دقیقاً همون جایی که گفته؟
ا/ت هم از جاش بلند شد.
ا/ت:من نگفتم می‌خوام تنها برم!
تهیونگ:اصلاً نباید بری!
...
دیدگاه ها (۱)

...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁴چند ثانیه هیچ‌کس چیزی نگفت.همه به ا/ت خ...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶³تهیونگ با ناباوری به همه نگاه کرد.تهیون...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶¹نامجون تلفنش رو روی میز گذاشت و گفت:نام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط