با من بگو که همرهِ من پیر می شوی

با من بگو که همرهِ من پیر می شوی
یا آنکه بینِ راه، ز من سیر می شوی؟!

ای ماهِ دوردستِ من، ای ماهیِ گُریز
کی در میانِ بِرکه به زنجیر می شوی؟!

چون چکه ای ز نور، درآیینه می چِکی
آنگاه مثلِ آینه تکثیر می شوی

رویای صادقی که سرانجام می رسی
یک خوابِ عاشقانه که تعبیر می شوی

چین می خورَد نگاهِ غم انگیزِ آینه
وقتی ز دستِ آینه دلگیر می شوی

می روید ازکویرِ گلویم، گُلی کبود
وقتی شبیهِ بُغض، گلوگیر می شوی !

دست از فریب و فاصله بردار، خوبِ من
داری برای خوب شُدن دیر می شوی..!
دیدگاه ها (۱)

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرودهوا گرفته ی عشق از پی هوس ن...

گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیستدر زندگی ام، غیر زمستان...

یک نفس ای پیک سحریبر سر کویـش کــن گذریگو که ز حجرش به فغـــ...

قسمت هم اگر نیست تو را داشته باشمبگذار دستی به دعا داشته باش...

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی #خدا #زندگی #انسان #کار_خوب #زیبا #خ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۹: چای داغ و دل داغ‌ترجونگ‌کوک انگار فقط ...

dark life = 17

#تکپارتیاین قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قر...

با من بگو که همرهِ من پیر می شوییا آنکه بینِ راه، ز من سیر م...

با من بگو که همرهِ من پیر می شوییا آنکه بینِ راه، ز من سیر م...

می روید ازکویرِگلویم، گُلی کبودوقتی شبیهِ بُغض، گلوگیر می شو...

می‌‏‌آیی و تمام زمین است مال توخورشید، ذره‌‏‌‌ای است ز شرح ج...

من فکر می‌کنمهرگز نبوده قلبِ مناینگونهگرم و سُرخ:احساس می‌کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط