تو رفته بودی

تو رفته بودی
و کلاه حصیریت
بر داربست خسته ای،
سوت می زد.
خیال قرصت ، نان گرم،
تو کارگر روز مزد،
مورچه ای که هسته های خرما را
به سرشاخه ی خورشید می رساند.

"عکس و شعر از بنیامین جوادی "
دیدگاه ها (۵)

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

سناریو تهیونگ

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ به اطراف نگاه کردی...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۲ | «جایی که قلب انتخ...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۰ — نقشه‌ی دوتاییجونگکوک با شک به رها و...

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط