میخواهی بروی؟

میخواهی بروی؟
بهانه میخواهی؟
بگذار من بهانه را دستت بدهم…
برو…
هرکس پرسید چرا؟
بگو…لجوج بود…
همیشه سرسختانه عاشقم بود…
بگوفریادمیزد…
همه جا فریاد میزد که مرامیخواهد…
بگو دروغ میگفت…
میگفت هرگز ناراحتم نکرده ای…
بگو درگیر بود…
همیشه درگیر افسون نگاهم بود…
بگو بی احساس بود…
به همه ی فریادها ، اخم ها و توهین هایم فقط لبخند میزد…
بگو او نخواست…
نخواست جزمن کسی در دلش خانه کند…
دیدگاه ها (۴)

میخواهی بروی؟بهانه میخواهی؟بگذار من بهانه را دستت بدهم…برو…ه...

میخواهی بروی؟بهانه میخواهی؟بگذار من بهانه را دستت بدهم…برو…ه...

میخواهی بروی؟ بهانه میخواهی؟ بگذار من بهانه را دستت بدهم… بر...

میخواهی بروی؟؟؟بهانه میخواهی؟؟؟بگذار من بهانه را دستت بدهم…ب...

. میخواهی بروی؟؟؟بهانه میخواهی؟؟؟بگذار من بهانه را دستت بدهم...

مــــیخــواهـى بــــروى؟! بــــــهانــه مـــــــیخواهى؟ بـ...

میخوای بروی؟بهانه میخواهی؟بگذارمن بهانه رادستت بدهم....."برو...

میخواهی بروی؟بهانه میخواهی؟بگذار من بهانه را دستت بدهم…برو…ه...

میخواهی بروی؟ بهانه میخواهی؟ بگذار من بهانه را دستت بدهم… ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط