خاطرات...!

خاطرات...!
بی قرار در تقلای ماندن و رفتن
آویزان..
لای لحظه ها تاب میخورند.

گذشته...!
حال...
گذشته..!
حال...
و من....!
ثانیه ها را تکان میدهم
شاید چیزی برایمان ماند.
دیدگاه ها (۱)

میشه تنهایے بازےکردمیشه تنهایے خندیدمیشه تنهایےسفر کردولےخدا...

در کوچه های عاشقی قدم می زدیمفاتحانه،مطمئن،مغروراما خیابان پ...

باران خواهد آمد…و منهرگز بہ آغوشتپناهنده نخواهم شد…هرچقدر هم...

شوخی که نیست ؛دل است محلش ندهی نمیرود که ؛میمیرد?گناهش پای ت...

گاهی خداحافظی، نه از بی‌ عشقیست و نه از خستگی...از ترسیست که...

-بعضی آدم‌ها از زندگی ما نمی‌روند چون بد بودند؛ می‌روند چون ...

گاهی بعضی آدم‌ها فقط یک فوتبالیست نیستند؛ بخشی از خاطرات زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط