تکپارتی دراکو که شد دوپارتی

تکپارتی دراکو ...(که شد دوپارتی)
به درخواست یکی از دوستان عزیزمون، تکپارتی دراکو ،تبدیل میشه به دوپارتی .
امیدوارم ازش لذت ببرید 😉💚
تو اون شب رو از خانوادت اجازه میگیری و تو عمارت مالفوی ها میمونی .
تق یبا ساعت نزدیک ۱۲ شب بود بلاتریکس پیشنهاد دوئل جادوگری میده و تو هم قبول میکنی و با هم شروع به مبارزه ی ایمن میکنید .البته مبارزه ی تو عادلانه و به جا بود اما اون به قصد کشتن میجنگید .
بعد از ۲ ساعت نبردی  سنگین  و طولانی تو از بلاتریکس میبری و بعد از خوردن یه هات چاکلت در کانون خانواده ی مالفوی ها ،دراکو دست تورو میگیره و میگه : عزیزم بیا بریم بخوابیم .
یه نگاهی به لوسیوس و نارسیسا میکنی تا ببینی اون ها راضی هستن تو همراه دراکو بری یا نه . که هر جفتشون سری به نشانه ی رضایت تکون میدن و تو همراه دراکو به اتاقش میری .
وقتی وارد اتاقش میشی چند تا کاپ و مدال میبینی که مربوط به بازی کوییدیچش است و  در کنار اون جوایز یه گلدن استیچ است که تا میای بهش دست بزنی،دراکو دستتو میگیره و میگه : عزیزم به اون دست نزن اگر دست بزنی از خواب بیدار میشه و گرفتنش کار سختیه .
همونطور که دستتو گرفته تو رو به دیوار تکیه میده و بدنشو به بدنت فشار میاره و پیشونیشو به پیشونیه تو میچسبونه .
تو که درحال تقلا کردن و وول خوردنی میگی : عزیزم پدر و مادرت به ما اعتماد کردن گذاشتن تنهایی توی اتاق تو باشیم ، نباید از اعتمادشون سوءاستفاده کنیم .
تیکه ای از موهاتو پشت گوشت میده و میگه : اما نمیتونم تا فردا شب که نامزد کنیم صبر کنم.
از زیرش در میری و میگی : بله؟🤨تو برای فردا شب برنامه چیدی؟
به سمتت برمیگرده و میگه : آره مگه مشکلی داره؟
اخماتو تو هم میکنی و میگی : بله من مشکل دارم ؛ تا قبل از عروسی حق نداری با من کاری بکنی ،فقط درحد بغل و بوس مجازی .
_ ببخشید ، اونوقت چرا ؟
سرتو خم میکنی و با شیطنت میگی:از خدات هم باشه ، تو یادت رفته من ایرانیم ؟
تازه برو خداروشکر کن میذارم بوسم کنی یا لمسم کنی .بعدش هم اینجوری ارزشم بیشتر میشه .
به سمتت میاد و باچهره ای نرم نگاهت میکنه و دستشو دور کمرت با حالت مالکیت آمیز حلقه میکنه و میگه : اون که صد در صد ،جذاب من ...باورم نمیشه داری خانم خودم میشی ...
+چرا انقدر عجولی تو پسر .
بهت لبخندی میزنه ومیگه : نمیدونم دوشیزه ی من .

صبح فردا از خواب بیدار میشی ، با دراکو به طبقه ی پایین میرین و با خانواده ی مالفوی صبحانه میخورین و از تو با نارسیسا و بلاتریکس برای خرید های نامزدی میرین.
دراکو هم همراه پدرش به خرید میره و تو راه دراکو رو نصیحت میکنه که چجوری با هم دعا کنین که تو دوران نامزدی بچه ای تولید نشه .😅
ساعت ۵ عصر همتون از خرید برمیگردین و تدارکات جشن نامزدی رو میبینین .
تو به حموم میری یه دوش میگیری و لباستو میپوشی و منتظر خانوادت و دوستای مشترک خودت و دراکو میمونین و بعدش جشن نامزدی شروع میشه .
بعد از گذشت ۲ ساعت از جشن دراکو تورو یه گوشه میکشونه و به زور  ماچت میکنه و شما بعد از اون ماچ حسابی آبدار بچه دار میشین و مجبور میشین قبل از چاق شدن و شکم در آوردن تو ازدواج کنین.

خب این هم از پارت دو ،که خیلی یهویی شد و اصلا قرار نبود دوپارتی باشه .
امیدوارم خوشتون اومده باشه 🐍💚
مثل همیشه حمایت فراموش نشه خوشگلا😘💋
دیدگاه ها (۵)

چند پارتی جونگکوک پارت¹ اوپا ...بیا بهم قول بدیم وقتی بزرگ ...

تکپارتی جونگکوک پارت²سوار ماشینت شدی و به سمت شرکت رفتی .قبل...

تکپارتی دراکو امروز واقعا استرس داشتی چون قرار بود به خونه ی...

تک پارتی لورنزو ۳ روز دیگه جشن یول بال برگزار میشه و تو هیچی...

تکپارتی

لیسا ویو(لیسا سریع می‌ره دنبال دراکو)در ذهن لیسا:آخه جاناتان...

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط