بی خواب تر از خورشید

بی خواب تر از خورشید
بی تاب تر از مهتاب
من در عطش حسرت
تو از نگهی بی خواب
رویای تلاقی بود
خط های موازی را
ای کاش تلاقی بود
در رسم جدائی ها
یا وصال باقی بود
آن خط موازی را
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

ﺯﻧﺪﮔے ﻣے ﭼﺮﺧﺪچہ ﺑﺮﺍۍ ﺁﻧڪہ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩﭼﻪ ﺑﺮﺍۍ ﺁﻧڪہ ﻣﯿﮕﺮﯾﺪﺯﻧﺪگے ﺩﻭﺧ...

زنها که ظرفیتشان تکمیل شود،ساکت میشوند و سخت...برق چشمهایشان...

وقتی عزت نفس داری....کینه نمی‌ورزی،همه را به یک اندازه دوست ...

دلم را که مرور میکنمتمام آن از آن توستفقط نقطه ای از آن خودم...

باورمان نمی‌شود که خورشیدِ نگاهت، این‌گونه در پسِ پرده‌ی غبا...

دل بسته به سکه های قلک بودیمدنبال بهانه های کوچک بودیمرویای ...

چهار روز از تولدت میگذرد..ولی تصمیم بر آن شد که در کنار خانو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط