مگر نمازت را نخوانده ای؟!

مگر نمازت را نخوانده ای؟!

در جزیره مجنون در عملیات خیبر توفیق شرکت داشتیم. یک روز عراق از ساعت 5 صبح پاتک زد و شروع کرد به ریختن آتش و تا ظهر هم ادامه داشت.
 
وقتی نمازمان را خواندیم. دیدیم تانک ها به ما نزدیک می شوند. به سرعت شروع کردیم به آر پی جی زدن.
 
من و یکی از دوستانم به اسم "ذوالفقار بور بورانی" در کنار هم بودیم. بعد از چند لحظه وقتی سرم را به طرف ایشان برگردانم، دیدم به حالت سجده سرش را روی خاک گذاشته است.
 
در همان حال گفتم:«مگر نمازت را نخوانده ای؟» او تکانی نخورد حرفی هم نزد. بالای سرش که رفتم دیدم گلوله دوشکا درست خورده بود وسط گلویش؛ خواستم بلندش کنم اما نگذشت.
 
می خواست در همان حالت سجده به دیدار معبود بشتابد...
 
شهید ذوالفقار بور بورانی
دیدگاه ها (۱۳)

🍁Part_79🍁🦉❤️آغوش گرم تو❤️🦇🦉دیانا🦉یه دفعه با خوابی ک دیدم از ...

🔁 ⏮️ ⏯️ ⏭️ 🔀 ◉━━━━━━────────────🎧 | شب های...

📩 بخشی از پیام فرمانده معظّم کل قوا به ‌مناسبت هفته انتظامی ...

زیــارت نـامــه شـهــدا بخوانیم جهـت شـادی ارواح طیـبـه هـمـ...

💐🌼🌺🌴🌺🌼💐🗓️ #پنجشنبه که می آید...باز دلتنگـ شهیدان می شوم🕊️بی ...

🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀#پنجشنبه است ...وعده دیدار مادر با فرزند شهیدشتو هم د...

🌷دید در معرض تهدید دل و دینش رارفت با مرگ خود احیا کند آیینش...

هواللهم، في زمنٍ يتباهى فيه الآخرون بالانحلال، امنحني نعمةَ ...

سر از دست دادیم سرور از دست دادیم تو علی بودی پس پدر از دست ...

زندگی‌تلخ‌استازوقتی‌که‌تورفتی‌تلخ‌تر💔🌱#آیت_الله_سید_علی_خامن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط