چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا

چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا
ز روزن سر درآویزد چو قرص ماه خوش سیما

تویی جان من و بی‌جان ندانم زیست من باری
تویی چشم من و بی‌تو ندارم دیده بینا
دیدگاه ها (۰)

🌱🍃 پیوسته دل به #صبحِ رخ تو چو ابرویت در بند طرّهٔ سر زلفِ...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

عاشقانه های شبنم

مظهرِ بر صبر و وفا ای پدرم، ای پدرمفخر منی من به فدایت، گهرم...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط