انانکه تهمت شاعری

انانکه تهمت شاعری
به من می زنند
از رابطه چشم تو با
رقص قلم بیخبرند

#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۴)

"دوستت دارم"و نمی توانم به چیزیتشبیه اش کنماتفاقی است کهشبیه...

چگونه چشم از انتظار بردارموقتی به تن هر شعر می اییچون افتاب‘...

شوق از قلم رفتهغمگین میزندشاعر اگر نبودمهم اختیار قلم داشتم ...

من اینجا دلم امادر کوچه های اطراف خانه ات می گرددبقدر رفع دل...

من به سخاوت این آسمان مشکوکمبا افتادن هر ستاره‌ایمــی‌ستــان...

حرف از نگفتن‌ها نیستکم‌حرفی گاهی سلاح ما است و گاه صلاحاما م...

چشم ها حرف می‌زنند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط