روزگاري حاکمي اعلام کرد به هنرمندي که بتواند آرامش را در

روزگاري حاکمي اعلام کرد به هنرمندي که بتواند آرامش را در يک تابلو نقاشي بياورد، جايزه اي نفيس خواهد داد. بسياري از هنرمندان سعي کردند وحاکم همه تابلو هاي نقاشي را نگاه کرد و از ميان آنهادو تابلو پسنديد و تصميم گرفت يکي از آنها را انتخاب کند.
اولي نقاشي يک دريا چه آرام بود؛ درياچه مانند آينه اي تصوير کوههاي اطرافش را نمايان ميساخت، بالاي درياچه آسماني آبي با ابرهاي زيبا و سفيدبود, هر کس اين نقاشي را ميديد حتما آرامش را در آن مي يافت.
در دومي کوههايي بودناهموار و پر صخره؛ آسمان پر از ابر هاي تيره، باران ميباريد و رعد و برق ميزد، از کنار کوه آبشاري به پايين ميريخت،در اين نقاشي اصلا آرامش ديده نميشد.
اما حاکم با دقت نگاه کرد وپشت آبشار بوته اي کوچک ديد که در شکاف سنگي روييده بود. در آن بوته پرنده اي لانه کرده بود ودر کنار آن آبشار خروشان وعصباني، پرنده اي در لانه اي با آرامش نشسته بود.
حاکم نقاشي دوم را انتخاب کرد وگفت:"آرامش به معناي آن نيست که صدايي نباشد، مشکلي وجود نداشته باشد, يا کار سختي پيش رونباشد،آرامش يعني درميان صدا، مشکل و کار سخت,دلي آرام وجود داشته باشد...

دلهاتون آرام
دیدگاه ها (۷)

آرزو دارم:بعضى اصوات را نشنوى،بعضى رنگ ها را نبينى،بعضى افكا...

حتماااااا بخوووووووونیییییییدداستان... عصبانیت و عشقحتما بخو...

سلام صبحتون بخیر،عیدتونم مبارک...:-):-):-):-);-):-):-):-):-)...

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم ...

نقاشی اثر استاد ایرج اسکندری

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت بیستم | سقوط نقشهروز نمایشگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط