دخترک؟؟؟

دخترک؟؟؟

لبانت را گاز میزنی...

فرش را چنگ میزنی...

نعره میکشی...
درد میکشی...
آیا لذت هم میبری؟؟؟؟؟
دخترک؟؟؟
جشمانت را بسته ای...
چرا؟؟
بسته ای تا کاری ک روز گار باتو کرد را نبینی؟
بسته ای تاحداقل نگاهت شهوت را نبیند؟؟
چشم بسته ای ولی نمی دانی تمام شهر تو را با چشم بسته میشناسند...
دخترک؟؟؟
از فرط فقر تن میفروشی یا از لذت هوس؟؟؟
لعنت بر فقر ک تو را اینگونه محتاج هوس و لذت یک شب نامردان کرده..
دخترک؟؟؟
وقتی خود را در چنگ نامردی می اندازی
وقتی تن خود را ب چن تکه کاغذ میفروشی
پس جنس فاحشه تو را صدا میزند
دخترک؟؟؟
لبانت را گاز نگیر...
فرش را چنگ نزن....
چشمانت را بر روی انچه ک ب سرت می اید نبند..
دخترک؟؟؟
بختت را گاز بگیر...
پرده ی شرف را چنگ بزن...
چشمانت را بر روی نامردان ببند...
دخترک؟
ب خود آیی.....*
دیدگاه ها (۷)

کجاها نباید خندید...به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می...

قدیما هزار ساعت عشق بود ویک بوسه یواشکی ..الان هزار ساعت بو...

این روزها آدمها انگار به دست هم پیر می شوند نه به پای هم

خوشبختی هایم را با عجله در سرنوشتم نوشته بودندبد خط بودروزگا...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ۳۱وارد خونه شدم.....

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁵⁴اینبار دیگه مط...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۵ صبح آرامی بود. نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط