دست خودم اگر بود

دست خودم اگر بود

دستت را می گرفتم

می بردمت 

جایی که دست هیچکس

به ما نرسد

دست خودم اگر بود

تا آخر عمر

دست از سرت برنمی داشتم

دست خودم اگر بود

دست به دامنت می شدم

که بمانی و نروی

دست خودم اگر بود

دست خودم نبود

دست تو بود که

دست به سرم کرد

دست تو بود که

دست پیش گرفت 

دست تو بود که 

همدست شد با دلتنگی

حالا هم دست روی دلم نگذار

که خون است از دستت!!!!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۶)

ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭ...

بعد از این مدتی که ویسگون بودماز سبک پستام تقریبا همه باخبر ...

چقدر صدای دویدنت از کوچه دور شدهمی ترسم چشم بردارم وتلافی تم...

ابرهاراه گم کرده اندوگرنهکوچه ی بی درختباران می خواهد چه کار...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت8ویو اتقهوه‌ام رو گرف...

رمان : آیدل من پارت :«اخر»ویو «جونگکوک»کنسرت تموم شد .... می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط