I'm not jealous

I'm not jealous
part ۹
بغل دستیم شبیه خلافکار های آدم خفت کن بود
قدش حدودا صد و نود بود
چهارشوهه
سیس پک دار
هیکلی
اصلا نزدیک بود عضله هاش از لباس بزنن بیرون
این یارو واقعا هیجده سالش بود؟
میدونید که فکر کنید با دیدن اون عضله ها دهنم آب افتاد
فیسش هم خوب بود
موهاش تا روی شونه اش بود
یک ذره موهاشو بسته بود
سیس پکاش از روی لباس هم معلوم‌ بودن ولی خدایی خیلی ترسناک بود

&سلام

با صدای بمش به خودم اومدم و خودمو جمع کردم
دقیقا شبیه این مافیا های مواد مخدر توی فبمای اکشن بود
با ترس و لرز گفتم

+س‌‌..سلام

و برای امضاش یه لبخند ضایع زدم
وقتی نشست روی صندلی احساس کردم در برابرش یک مورچه هم نیستم
تقریبا تا زیر شونه هاش بودم

دید خیلی ضایع دارم نگاهش میکنم
گفت

&من سوجون هستم..کانگ سوجون

دستشو دراز کرد
خدایا چقدر دستش بزرگه
دید هیچی نمیگم داشت دستشو می‌برد که دستشو گرفتم و به سختی گفتم

+من کیم مینجی هستم...خوشبختم

سعی داشتم عادی حرف بزنم ولی ته دلم یه ترسی ازش داشتم

همچنان نزدیک بود به خودم بزنم که یکی به شونه ام زد
برگشتم سمتش و با دیدن جونگکوک نزدیک بود بپرم بغلش
خودتو کنترل کن
اینقدر تابلو نباش که ازش می‌ترسی

_میخوای پیش من بشینی ؟

البته عزیزم معلومه که می‌خوام تو فقط امر کن
سعی کردم خجالت بکشم ولی متاسفانه خجالتم تموم شده بود و چیزی برای کشیدن نداشتم
خوشحال گفتم

+اگه میشه

ولی این خوشحالی مدت زیادی ادامه نداشت چون با جمله ی بعدیش با خاک یکسانم کرد

_با تو نبودم..با کانگ سوجون بودم

لبخندی احمقانه برای پوشاندن حرصی که خورده بودم زدم
معلومه دیگه اینم رفیق تهیونگ
باید با لباس بافتنی بهش نخ داد
البته اونم کمه
معلوم نی بگیرش یا نه
نکنه بگیر نباشه ؟
بالاخره کم چیزی رو بهش ندادم
اون بوسه ی اولم بود
ولی خدایی حس خوبی داشت
مخصوصا برخورد لبام با این پرسینگاش
دیدگاه ها (۲۰)

حمایت شهههع

فیک نویسه حمایت شههه

I'm not jealous part 8چشم غره ای بهش رفتم و سر جام نشستم هه ...

I'm not jealous part 7همچنان مشکوک نگاهم کرد سمت چپم که خالی...

سفیر کبیر Grand Ambassador

همین موقع کانگ سو اسم منو بلند صدا زد و از اون طرف سالن به س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط