صحفه ی دفترت کاریکاتوریست از من
صحفه ی دفترت کاریکاتوریست از من
که حماقتم را چند برابر کشیدی
این چهره ی شریف عشق است
بارها قسم خوردم
که
تو
کاشف عنصر خیانت بودی و
من
موش آزمایشگاهی کشف های هرزه ی تو
شیمیایی ِ ذهنت مادرزادی ست
من بدون ماسک در هوای تو نفس کشیدم
موج منفی نگاهم تمامی ندارد
تو هی بخند... درمان سرگیجه ی من دست تو نیست
کیمیاگری را می شناسم
به اندازه ی دردهای من
داروهای شفابخش دارد
افسوس فرسنگ ها از او دورم
سیاه شدم
طعم مهره ی سوخته
در یک جمعه ی نیمه کاره
نقابم را برمی دارم
با یک حرکت
از این بازی بیرون می روی
من به مات شدن تو
بلند بلند می خندم!!!!!!!!
که حماقتم را چند برابر کشیدی
این چهره ی شریف عشق است
بارها قسم خوردم
که
تو
کاشف عنصر خیانت بودی و
من
موش آزمایشگاهی کشف های هرزه ی تو
شیمیایی ِ ذهنت مادرزادی ست
من بدون ماسک در هوای تو نفس کشیدم
موج منفی نگاهم تمامی ندارد
تو هی بخند... درمان سرگیجه ی من دست تو نیست
کیمیاگری را می شناسم
به اندازه ی دردهای من
داروهای شفابخش دارد
افسوس فرسنگ ها از او دورم
سیاه شدم
طعم مهره ی سوخته
در یک جمعه ی نیمه کاره
نقابم را برمی دارم
با یک حرکت
از این بازی بیرون می روی
من به مات شدن تو
بلند بلند می خندم!!!!!!!!
- ۶۷۴
- ۲۸ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط