پارت من فقط کوکی توام

پارت ۸ من فقط کوکی توام
همه جا ساکته یهو چند نفر دور کوک رو میگیرن که یکدفعه یه مرد به اسم هان سوجون وارد میشه
ویو جونگ کوک : عوضی آشغال ( با داد و عصبی )
راوی : و سعی میکنه با کسایی که دورش رو گرفتن مبارزه کنه همشون رو میزنه و ردمیشه که بره پیش سوجون ، سوجون هم خیلی ترسیده بود که یکدفعه یه دختر با چوب
به پشت گردن کوک میزنه

حدود ۱ساعت بعد :
ویو جونگ کوک : وای چیشد یهو ؟ گردنم خیلی درد میکنه . کدوم آشغالی جرئت کرده منو ببنده اینجا
راوی :
کوک که میفهمه سوجون بستتش خیلی عصبی میشه و میگه
ویو کوک : نامرد عوضی خودم میکشمت

ویو سوجون : بسته دیگه جناب آقای جونگ کوک قبول کن من از تو بهترم

راوی : همون موقع که سوجون در حال سخنرانی برای جونگ کوک بود جونگ کوک داشت دستاش رو باز می‌کرد و اسلحش رو که روی زمین بود برمی‌داشت ( جونگ کوک رو دست کم گرفتی رئیس کل مافیا هاست خیر سرش )
بعد که دستاش رو باز میکنه وایمیسته که سوجون باید سمتش وبعد که میاد با پشت اسلحش میزنه پشت گردنش ( یکی از مهره های ستون فقراتش ) و اون دختری که زده بودتش رو میکشه و بعد سوجون رو به عمارت میبره و .....‌...........





بچه ها درمورد آقای هان سوجون من هیچ دریافت بدی از دادن این نقش بهشون ندارم و فقط از اسمشون داخل فیکم استفاده میکنم 😁
دیدگاه ها (۹)

پارت ۹ من فقط کوکی توام سوجون بالاخره بیدار شد و دید یه مرد ...

پارت ۱۰ من فقط کوکی توام ویو جیمین :حالا برای مهمونی جونگ کو...

پارت۷ من فقط کوکی توام باعصبانیت داره میره سمت در خروج از پش...

لباس جونگ کوک

ویو جونگ کوک: وقتی رفت گرفتم خوابیدم ویو میا: از خواب بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط