تو رستوران بودیم

تو رستوران بودیم
دختره با دوستش با یه کلاسی اومد تو
با کلی عشوه menu رو برداشت...
بعد با کلی مکث سرشو آورد بالا و با یه حالت خاصی گفت:۲ تا بام دریت جعفری واسه منو عشقم لدفن...
بعداز اینکه گارسونه کل میز رو گازگرفت گفت: اون بام دریت جعفری نیست!!!
با مدیریت جعفریه!!!

سه نفر در جا سکته زدند
آقای جعفری استعفا کرد
عشقش از طبقه سوم خودشو پرت کرد پایین
گارسونه از بس خندید مرد
ارتش اعلام بی طرفی کرده

من الان تو سی سی یوهستم
دیدگاه ها (۳)

نمیدونم اسمش چیه:(

پارت ۵ | غریبه‌ی آشناآراد آرام از پله‌ها بالا رفت.هلیا پشت س...

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

KIM V

😂 پارت چهاردهم | «رئیس مافیا علیه بالش‌ها»ساعت ۱۰ صبح.عمارت ...

تاریکی زیر پوست نور. پارت اول.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط