فقط بگو...

فقط بگو...
خـــــدا تو را...
برای من ساخت...؟
یا مرا برای تو...
ویران کرد...؟
کدام...؟
دیدگاه ها (۱)

همرنگ آرزوهای من است پاییزی که پر از خش خش دلتنگی هاستدر باد...

ﺧـﺪﺍیـﺎ ﺻﺒﺮﻡ ﺑﺎ ﺩﺭﺩﻡ ﻧﻤـيﺧـﻮﺍندصبـﺮے ڪہ ﺩﺍﺩے تمام ﺷﺪﺍﻣﺎﺩﺭﺩﻡ ...

خنده می بینی ولی ؛ از گریه ی دل غافلی...خانه ی ما ؛ ...

فَصلِ پیدایشِ عِشق است و بہ آن دِل بَستیمصبح پایـیز و تَبِ ع...

هجر تو ساخت خانه‌ی صبرِ مرا خراب ؛بهر عمارتِ دلِ ویرانِ من ب...

خدا کند کهتو را از بلا نگه داردهمان خدا که مرامبتلا به عشق ت...

خدا کند که ' تو' را از بلا نگه دارد...‌همان خدا که مرا مبتلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط