دوستت دارم و دیوانه ی چشمان توام

دوستت دارم و دیوانه ی چشمان توام
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام

دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام

دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
مثل جسمی تویی و من به مثل جان توام

دوستت دارم و رسوای جهانم ز رخت
تو شهنشاهی و من حاجب و دربان توام

دوستت دارم و مهرت به دلم جا کرده
تو چو ابری و خودم بارش باران توام
دیدگاه ها (۳)

دل من خسته شده،ناز کشیدن بلدی ؟روی لبخند غمش،ساز کشیدن بلدی ...

‌‌ پشت این پنجره باران قشنگیست گلمحال من حال پریشان قشنگیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط