استاد من پارت ۱۳

استاد من پارت ۱۳


ــــــــــــــــ. .ــــــــــــــــ

با زدن تینت کارم تموم شد ، وسایل مورد نیازم رو تویه کیف گذاشتم و از اتاق بیرون رفتم... می‌خواستم از خونه برم که مامان صدام زد


±بله مامان ؟


مامان: کجا میری با اینهمه عجله ؟ بیا صبحونتو بخور بعد برو


±نمیشه مامان ، من بهت گفتم زود بیدارم کن نکردی خواب موندم دیر میرسم استاد نمره کم می‌کنه


بابا: خب معلومه وقتی قراره پیدا بری دیر میرسی دیگه
چند بار بهت گفتم با راننده برو ، من پول بیخود میدم بهشون؟


±پیاده نمیرم ، خواب موندم دوستم رفته با راننده میرم خداحافظ


_میرسونمت!

±لوزومی نداره...

سریع از خونه بیرون زدم که راننده در ماشین رو برام باز کرد و داخل شدم و بعد راه افتاد ...


.سایا پسره بهم پیشنهاد داد باورت میشه؟

±واقعا؟ تعریف کن ببینم

.دیشب که رفتم پارتی و تو نیومدی اومد پیشم و گفت از یکی خوشم اومده میتونی بهش یگی که ازش خوشم میاد و دوست دارم باهاش وارد رابطه بشم ؟ بعد منم که حسابی خورده بود تو ذوقم یه باشه ای گفتم بعدم گفتم بهش که کیه حالا اون دختر خوش شانس گفت ایدیشو بزن بهش پیام بده میفهمی کیه منم وقتی آیدی رو زدم و پیچ خودمو آورد بالا خر ذوق شدم اما نشون ندادم ، هیچی نگفتم اما اون گفت فهمیدی اون دختر خوشبخت کیه ، جوابم حالا چیه، منم دختره گفته باید فکر کنم... خب الان چه غلطی کنم به نظرت؟



±واقعا نمیدونم ، هرکاری میکنی بکن...


.واا، این روزا خیلی بی اعصابی ها دختر ، چته ؟


±معلومه باید بی اعصاب باشم وقتی استادم پس...


با داخل اومدن چان حرفمو نصفه گذاشتم


.چی؟ بقیه شو بگو

±بعدا برات تعریف میکنم ، فقط وایسا این مرتیکه ی از دماغ فیل درومده بره بعد تعریف میکنم برات
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

پارت پنجاه‌ونهم | خونه‌ی لاراجئون جونگ‌کوکبالاخره رسیدیم کره...

پارت پنجاه‌وهفتم | صبحِ آرامجئون جونگ‌کوکنور صبح آروم از پنج...

پارت بیست‌و یکم | اجازه؟ فلش‌بکپارک لاراوقتی من و میچا به خو...

پارت. 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط