دلتنگ یعنی یک نفر که دوستت دارد-

دلتنگ یعنی یک نفر که دوستت دارد-
تصمیم می گیرد تو را از شعر بردارد

تا جای تو خالی نباشد، توی هر مصراع
“او”،”تو”،”شما” یا یک ضمیر ساده بگذارد

یک شاعر دیوانه که دست خودش هم نیست
هم با تو هم بی تو پر از ابر است، می بارد

باشی، نباشی حال او بهتر نخواهد شد
او از خودش خسته ست، نامت را نمی آرد

نام تو هر شب توی رگ هایش قدم می زد
نام تو هر شب توی چشمش قطره می کارد

آن قدر عادت کرده بی تو شعر بنویسد
حالا وجود تو وجودش را می آزارد

آرام و بی منطق از او دوری کن و بگذار
آرام و بی منطق تو را از شعر بردارد
دیدگاه ها (۹)

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

حقیقت پنهان پارت ۶ ویو ادمین :وقتی خانواده اعضا رفتند بورام ...

غروب...بعد از چای...ات و کوک دوباره به باغ رفتند.نسیم ملایمی...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۹: شب اولدر اتاق بسته شد.صدای قدم‌های یه‌...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

ریاکشن

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

حتماً! ادامه داستان رو از جایی که لیسا از کما بیدار شده و آت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط