همه با تعجب به زن و یوری نگاه میکردند.
همه با تعجب به زن و یوری نگاه میکردند.
صاحب رستوران برای آن دو دست زد و با خنده گفت :《از چنین مادری ،همچین دختری به عمل میاد.》
مردها خندیدن و گفتن :《تو داشتی مارو آماده میکردی برای یه سوپرایز واقعی .》
صاحب رستوران بلند بلند میخندید و به مردها گفت :《این دختره داستان داره .》
صاحب رستوران برای آن دو دست زد و با خنده گفت :《از چنین مادری ،همچین دختری به عمل میاد.》
مردها خندیدن و گفتن :《تو داشتی مارو آماده میکردی برای یه سوپرایز واقعی .》
صاحب رستوران بلند بلند میخندید و به مردها گفت :《این دختره داستان داره .》
- ۱.۰k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط