باز دلتنگ توام میل بیابان دارم

باز دلتنگ توام میل بیابان دارم

امشب اندازۀ صحرای تو باران دارم



کوه آتش به دلم هیچ، کسی می‌داند

که من از داغ تو در سینه چه پنهان دارم؟!



آه، بیدار کن از خواب گران دریا را

که من آشفته‌ام امشب سر طوفان دارم



رفته‌ای می‌رسد از راه، غمت دور و دراز

بی تو با این دل بی‌حوصله مهمان دارم



تو گل و سبزه‌ای و بوی بهاران داری

من خسته همۀ سال زمستان دارم



سر من را به خدا شانۀتان مختصر است

دلی از خاطرۀ دوست پریشان دارم...



غزلی از راضیه رجایی
دیدگاه ها (۴)

نفسم بند نفسهای کسی هست که نیستبی گمان در دل من جای کسی هست ...

گفتند: نگذر از غرورت، کار خوبی نیستباید خودت فهمیده باشی یار...

از شوری چشم اهالی ترس دارماز مردمان این حوالی ترس دارماز خود...

حال من بد نیست غم کم می‌خوریمکم که نه! هر روز کم‌کم می‌خوریم...

بسم الله الرحمن الرحیم فرازی از زیارت امیر‌المؤمنین علیه الس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط