part: ¹⁸

part: ¹⁸
بر خلاف تصورش عمارت جونگکوک خیلی بزرگ بود و خیلی هم قشنگ بود چهیونگ لب باز کرد و گفت
@: چقدر اینجا قشنگه کوکی
جونگکوک خندید
&: با وجود تو زیباترم شد
@: داری باهام لاس میزنی
&: اوهوم، خب دیگه بیا بریم رو تخت
خوش بگذرونیم
(چهیونگ از اونجایی که مست بود گفت)
@: چی رو تخت.... خب بریم ددی
&: چه مشتاق
بعدش چهیونگو برد رو تخت لباس چهیونگو در اورد بعد لباس لباس خودشو اولش یذره بوسیدش بعد واردش کرد داشت تند تند ضربه میزد که چهیونگ گفت
@: اههه.. تن... تندتر
جونگکوک هی ضربه هاشو تندتر میکرد که اخر سخته شد افتاد کنار چهیونگ گفت
&: درد داری؟
(از اونجایی که خیلی مست بود)
@: دردش لذت بخشه ددی
&: اوه خوشت اومده ها
@: معلومه که خوشم اومده ددی
جونگکوک رفت یه نوشیدی برداشت و خورد که تا صبح کارشو ادامه بده
نزدیک ساعت پنج صبح شد چهیونگ خیلی درد داشت ولی بازم میخواست ادامه بده جونگکوکم که از خداش بود هر وقت اون میگفت که تندتر انگیزش بیشتر میشد و بازم ادامه میداد
نزدیک ساعت نه صبح شد چهیونگ دیگه خیلی درد داشت و به جونگکوک گفت
@: اهههه... جونگکوک دیگه خیلی اههه درد دارم اهههه بسه
&: چشم بیب هرچی شما بگید
جونگکوک ازش کشید بیرون و بغلش دراز کشید دستسو انداخت دور کمر چهیونگ و هردو خوابیدن بعد ۵ ساعت از خواب بیدار شدن....
.ــ.ــ.ــ.
این پارتم شرط نداره خوشگلیا🖤
ـــــــــــــــــــ
حمایت کنید و امیدوارم از این پارت خوشتون اومده باشه☄️
دیدگاه ها (۷)

از خون جوانان وطن لاله🖤.ــ.ــ.ــ.لآیک🍷فےـآلو🍷کآمےـنےـتےـ🍷بےـ...

بزن بزن😈😝😝😝.ــ.ــ.ــ.لآیک🍷فےـآلو🍷کآمےـنےـتےـ🍷بےـآزنےـشےـر🍷یآ...

نامجون این پستو لایک کرد🤣.ــ.ــ.ــ.لآیک🍷فےـآلو🍷کآمےـنےـتےـ🍷ب...

سناریو وقتی عصبیش میکنی نامجون ــ ات دوست داری تا صبح زیرم ج...

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم -چند دقیقه گذشته بود اهه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط