تو داانشگاه یه استاد داشتیم هرکی زیاد غیبت میکرد جلو اسمش

تو داانشگاه یه استاد داشتیم هرکی زیاد غیبت میکرد جلو اسمشو سوراخ میکرد! بعد اون سوراخا که سه تا میشد طرفو حذف میکرد! یه روز ک بد جور بارون میومد یه دختره دیر رسید سر کلاس‘ استادم نگهش داشت اسمشو پرسید. یه نگاهی به لیست کرد و گفت: خودت بگو‘ باهات چکار کنم ?بیرون بکنمت ‘خیس میشی. تو بکنمت ‘پر رو میشی! جلوتم که سوراخه! دختره بنده خدا قرمز شده بود رفت بیرون!
.
.
.
.
.
.
.
استاد بعد نیم ساعت تازه فهمید چی گفته هههه
دیدگاه ها (۶)

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part تهیونگ شوکه شد......

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 43سلام بچه هاامیدوار...

تو داانشگاه یه استاد داشتیم هرکی زیاد غیبت میکرد جلو اسمشو س...

تو داانشگاه یه استاد داشتیم هرکی زیاد غیبت میکرد جلو اسمشو س...

توی دانشگاه یه استاد داشتیم هرکسی زیاد غیبت میکردجلوی اسمشو ...

توی دانشگاه یه استاد داشتیم هرکسی زیاد غیبت میکردجلوی اسمشو ...

یکی از فانتزیام اینه روز آخر ترم که نشستـم سر کلاس استاد، مو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط