لحظه های آخر... .

لحظه های آخر... .
دیدگاه ها (۱)

برام بن بسته هر کوچه...مثه تالار آئینه....به هر سمتی برم پوچ...

لب هاش میان چال لپ هایش بود..از چاله درآمدم به چاه افتادم...

بعد تو با کسی قدم نمیزنم...از کوچه ها بپرس...سیگارای من تَرک...

#نوستالژی

باز تو مجازی انقلاب شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط