.

.
غم که نوشتن ندارد …
نفوذ می کند در استخوان هایت ، جاسوس می شود در قلبت و آرام آرام از چشم هایت می ریزد بیرون …
.
دیدگاه ها (۱)

چشم‌هایت مثنوی، می‌ریزد از پلکت غزل ؛ بینِ‌عاشق‌ها نگاه از ح...

مادرجان...🖤😭کجا نشانی از تو جویمکه دردم آرام گیردعزیزمنکاش ک...

پناه به صداقت چشم‌هایت ، وقتی لب‌هایت به دروغ گفتن تر می‌شد ...

به چشم هایت قسم ، ای تمام دلم ... ای که نگاهت ،هر بار ، عاشق...

عاشقانه های شبنم

اونجایی که غم چشم هارو خیس نمیکنه دیگه رسیده به استخوان جناب...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

میان استخوان های خُرد شده ایم؛اما "امید" تقلا می‌کند برای رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط