دیگر

دیگر
نبودنت را
خوب...آموخته ام...
ملالی نیست
جز خیالی
که بر سکوت دل
گاه و بیگاه می آید
و بغضی
در گلوگاه احساس
که میفشارد
دلم را
به چک چک دانه های نیاز...
نگران نباش
دیگر، در هجوم غریبانه ای
از جنس نبودنت
آموخته ام
چون شمعی عاشقانه
بسوزم...آرام... آرام
و در سینه پنهانت کنم..
میدانی
آخر...تنها تو
سهم تنهایی منی.....
نبودنت را
خوب...آموخته ام
آرام و تنها.......
دیدگاه ها (۳)

دلم  دیوانه  و دیوانه ی  توستاسیرِ قطره ی  پیمانه ی  توستنها...

چه کردی با دل و جان ، بیقرارم؟به  کامِ    شُعله های   پُر  ش...

سلاااامباب الجواد…بارش باران… نگفتنی ست،اذن دخول بر لب یاران...

یا امام رضا آمدم تا برایت بگویم رازهاى بزرگ دلم را بر ضریحت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط