#خاطره💔🌱

#خاطره💔🌱
" ۱۰۰ کیلو بود ، از روزی ك عاشق سارا شد
هر دفعه میدیدمش حس میکردم داره آب میشه ..
سارا بهش گفته بود نمیخامت، خیلی چاقی!
باورم نمیشد، عشق عامل اراده‌ش بشه!
۶۵ کیلو شد ، سارا ازدواج کرد و با همسرش رفتن استرالیا ..

" سارا نمی‌دونم کجایی، ولی میخواستم بدونی حسین اسم دخترشو سارا گذاشته ...."(: 💔

#کپی_ممنوع🌻
https://wisgoon.com/mina0_0 🌱
دیدگاه ها (۰)

Part 19:Margaret:....._تا یه مدت خونه ما جنگ بود،خون و خونری...

ظهور ازدواج پارت ۴۹۱اصلا نمیتونستم بخوابم میدونم از ذوق و شو...

#قسمت نودو هفتامیر چند بار جلوی راهم سبز شد..ولی بدون اینکه ...

حتما بخونید خیلی قشنگههههه سلام مصطفی هستم32سالمه.بخاطر ارام...

#پارت131ولی ما برای بچه دار شدن عجله کردیم. فعلا زود بود که ...

ثروتتتتتتت

مینویسم برای بهترین خودم مهریمهری من یک سالی هست که دوستیم و...

یونگی اعضا رو دیس کرد⋆˚꩜^᪲᪲𓇼 ⋆.˚ 𓆉 𓆝 .˚ 𓇼‌ ‌‌ ‌ ‌ᯓᡣ𐭩''''불꽃이라...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط