می خواستم زن زندگی ات باشم ... زنی که پیش بند ببندد ، سیب
می خواستم زن زندگی ات باشم ... زنی که پیش بند ببندد ، سیب زمینی ها را سرخ کند
زنی که دستش فقط در خانه ی تو بسوزد
می خواستم زن زندگی ات باشم ... زنی که لنگه گوشواره اش را در خانه ی تو گم کند
و صبح های زود ، بوی لاک قرمزش ، در خواب تو بپیچد
می خواستم زنی باشم که اکثر مریضی های عمرش
صدقه سر زن بودن در خانه ی تو باشد (دیسک کمر،ضعف زانو)
و با اینکه خسته است
برایت چای دم کند
می خواستم سرم را با تو روی یک بالش بگذارم
و دوتایی بخزیم زیر یک پتوی مشترک
من
با تک تک سلول هایم می خواستم زن زندگی ات باشم!!!!!!!!
زنی که دستش فقط در خانه ی تو بسوزد
می خواستم زن زندگی ات باشم ... زنی که لنگه گوشواره اش را در خانه ی تو گم کند
و صبح های زود ، بوی لاک قرمزش ، در خواب تو بپیچد
می خواستم زنی باشم که اکثر مریضی های عمرش
صدقه سر زن بودن در خانه ی تو باشد (دیسک کمر،ضعف زانو)
و با اینکه خسته است
برایت چای دم کند
می خواستم سرم را با تو روی یک بالش بگذارم
و دوتایی بخزیم زیر یک پتوی مشترک
من
با تک تک سلول هایم می خواستم زن زندگی ات باشم!!!!!!!!
- ۱۱.۴k
- ۱۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط