https://telegram.me/rvazheha
https://telegram.me/rvazheha
وقتی می گویم زمان
ساعتی را به چشم کوک میکن َم
که زمین را به آسمان بدوزد تا رسیدن َت ...
وقتی از آسمان حرف میزنم
دلی را صدا می زنم که
رنگین کمانها دورش را حلقه زده اند
برای دلداریَ ش بعد ازبغضِ باران
وقتی از باران مینویس َم نگاهی را دنبال میکن َم
در آنطرف دیوارها که
چشم انتظار ِیک اتفاق ساده است ...
وقتی ازاتفاق حرف میزن َم
تمام من سکوت می شود
تا نکند صدایی؛ پای ِآمدن َت را کور کند
و من؛ در زیر خروارها خاطره خاک بخورم
تو بیایی وُ دیگر نشناسی َم . . .
وقتی می گویم زمان
ساعتی را به چشم کوک میکن َم
که زمین را به آسمان بدوزد تا رسیدن َت ...
وقتی از آسمان حرف میزنم
دلی را صدا می زنم که
رنگین کمانها دورش را حلقه زده اند
برای دلداریَ ش بعد ازبغضِ باران
وقتی از باران مینویس َم نگاهی را دنبال میکن َم
در آنطرف دیوارها که
چشم انتظار ِیک اتفاق ساده است ...
وقتی ازاتفاق حرف میزن َم
تمام من سکوت می شود
تا نکند صدایی؛ پای ِآمدن َت را کور کند
و من؛ در زیر خروارها خاطره خاک بخورم
تو بیایی وُ دیگر نشناسی َم . . .
- ۶۵۵
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط