افسران جوان جنگ نرم:

افسران جوان جنگ نرم:
دهمین #شهید_ماه افسران؛ شهید غلامعلی رجبی
yon.ir/DOvkR
🔴 آن سال توی هیئت همه از دستش شاکی بودند

بچه‌های کم سن و سال محله برای خودشان هیئت راه انداخته بودند. وسط کوچه یک چادر کوچک به پا کرده بودند. با پارچه های سیاه و کتیبه.
از کنار چادرشان رد میشد. یکی از بچه‌ها به بقیه گفت کاش میشد آقا غلامعلی میومد برای هیئتمون می‌خوند...

شنید و رفت سمت چادر آن‌ها.
از آن شب، اول برای هیئت بچه‌های محل یک روضه‌ی کامل میخواند و بعد میرفت هیئت خودشان. آن سال توی هیئت همه از دستش شاکی بودند که چرا غلامعلی هر شب دیر می‌رسد.

برگرفته از مجموعه کتاب یادگاران جلد (۲۴)

👥 کانال افسران جوان جنگ نرم:
telegram.me/joinchat/BBmAijuziGup93W29V-moA
دیدگاه ها (۲)

ضد اسلام آمریکایی و تشیع انگلیسی:✨ #پوشش شما به #دیگران ربط...

اندیشکده برهان:#نفوذ#وابستگی#قطر_بجای_استکبار#توتال_چای@borh...

یا زیــــــــــنب (س)🌺 :همسرم ..نمی‌دانم چه بگویم و چه بنویس...

عجیب ترین ها:در یکی از خیابانهای نیویورک که محل زندگی ایرلند...

پارت ۲۹توی کل این چند روزی که رفته بودند سفر، مادارا از ته ب...

پارت ۴(خو ساکورا رو مخفف اسمشو میذاریم S.k, قاطی نکنید.)S.k:...

_𝑯𝒐𝒏𝒆𝒚 𝒂𝒏𝒅 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅_○پارت دوم : بی‌اهمیت~-نوآامروز هم برای نوآ¹...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط