شب از نگاه پنجره زل زده.

شب از نگاه پنجره زل زده.
به من که روی تخت افتاده ام.
همین منی که بعد افسردگی.
به زندگی دوباره دل داده ام.
نسیم،پرده را تکان میدهد.
پلک پنجره به هم میخورد.
دوباره چشم آسمان گریه کرد.
به شیشه اشک های نم میخورد.
مرام با خودم جدل داشتم.
چرا خدا مرا خراب تو خواست؟!!!؟
بیا درون سینه ام را ببین.
چه آشتی ز تو میانم به پاست.
چرا تو رو تخت من نیستی؟
که مثل این پتو بگیرم بغل.
دلم گرفته پس کجای گلم؟
شبی به خواب من بیا لا اقل
دیدگاه ها (۱)

وقتی رفیقت بود...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 137✦..................

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

پارت ۶

ابلیس

[•] عمارت عشق [•] part: 8چویا خشکش زد. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط