عجیب دلم رقصیدن میخواهد امشب!

عجیب دلم رقصیدن میخواهد امشب!
ازهمان هایی ک عرق راازگردن ب انتهای کمربرساند وراه خودراگم کند.
ازلای بشکن های انگشتم خون بمکم
و
بازدیوانه واردورخودبجرخم.
میخواهم غم هایم را برقصم امشب.
آنقدر پابزنم ازپابیفتدسردی احساسم.
گیسوان روشنم بریزند روی پیشانی ام
وبین آن همه عرق شیرجه بروند.
جشمان رنگی ام رانمیخواهم بگذارتمام شودبینایی ام ازنأشگی غم ها.
برای دردهایم گریه نمیکنم.
دلم برای نفس نفس زدن هایم تنگ شده است.
عجیب حال رقصیدن دارم امشب.




فاطمه.ح.
دیدگاه ها (۱)

تو! هوس سفر کردی,,,پیروجوان دهکده ادعای ناخدایی میکنند.جه را...

باید با من راه بیایی بانو.تازه وارداین شهرشده ای!ازرسومش بی ...

دیگر ب توفکرنمیکنم.گناه است جشم داشتن ب مال غریبه ها.

galibsan boghazim da.na ata biliramna ooda biliram.heh.فاطمه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط