خـــدایآ..؟بـــآوڕڪـــُڹ دیگـہ نمــیخـآمـ

خـــدایآ..؟بـــآوڕڪـــُڹ دیگـہ نمــیخـآمـ
.
هــیچـے دُڕُســتـ شِہ فَقـطـ جٌـوڹ
.
هَـرڪَس دٌوســتـ دآڕےاَزیـن
.
خَڕابتَـــڕنَشـہِ دیـگ ڪَم آوڕدَمـــ😔 ـ
دیدگاه ها (۲)

همیشه دوست داشتمیکی باشه که اگه بگم خدافظدر جواب بگه :+ کجا؟...

از یه جایی به بعد صبوری کردن فایده نداره باید رفت زد تو دهن ...

there's no pretending, I love youand I'll love you till I di...

اگه اهدافت مهم تر از رفتن به مهمونی باشهبه %1 جامعه خاص خوش ...

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

بغضش رو آروم قورت داد.. نباید گریه میکرد.. نباید برمی‌گشت به...

پارت ۱۰ بعد از رفتن سوفیا، خونه دوباره ساکت شد.داشتم لیوان‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط