خستگی روحم را بلعیده
کلافگی امانم بریده
مغزی که بی درنگ فکر میکند
دیدگاه ها (۱)

و پرسیدند: یا شیخ! دلهای ما خفته است که سخن تو در دلهای ما ا...

خوب، از این به بعد چه اتفاقی می افتد ؟ به کجا می رویم ؟ آیا ...

زندگیم اینجوری شده که عاری از هر گونه ارتباطو هیچ چیز مهم نی...

هعی زندگی

“خستگی امانم را بریده، انگار که راه را گم کرده‌ام. فقط به دن...

انسان هایی مانند من معمولاً زیاد درنگ نمی‌کنند. می‌آیند، مد...

(پارت دوازده)منو بغل کرد و برد تو اتاقم گذاشت دراز کشیدم .. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط