با اجازه غزل تازه فدات ردم

با اجازه غزلى تازه فدايت كردم
بر سر سجده نه در شعر دعايت كردم

با اجازه از همه دست كشيدم امشب
و تو را از وسط جمع سوايت كردم

با اجازه از تو و چشم و لبت مى گويم
چه كنم دست خودم نيست هوايت كردم

با اجازه تو طبيبى و منم باز مريض
تو بزن بوسه بگو باز دوايت كردم

با اجازه به خيالات خودم مى پيچم
مثلا بودى و اين بار صدايت كردم

با اجازه از شما و بى اجازه از همه
بوسه بر شعر زدم باز دعايت كردم



عۣۗـۙشۣۗـۙقۣۗ
دیدگاه ها (۸)

.من از توتو از منمهم اینه که حال خوب میگیریم😍❤️طراح : نرگس خ...

جُز #توكسی نيست آرامِشِ جانَم ❤️ ابولفضل_وکیلی

شمع سوزان توام پروانه را گم کرده امصاحب میخانه ام پیمانه را ...

من ز لمس نفست قصد زیارت دارممن به بوسیدن لبهای تو عادت دارمع...

‹ قلدر عاشق ›« پارت سوم »یه روز که کوک داخل همون انباری بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط