عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد
عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد
من صبوری کردم و تاراج گر مغرور شد
عمر من همراه با تکرار روز و شب گذشت
شمع فانوس جوانی دم به دم کم نور شد
خویشتن را بشکنی ایثار اگر از حد گذشت
پاکبازی هر چه کردم دشمنی منظور شد
راه را از چاه در هر لحظه ایی باید شناخت
یک قدم غافل شدم یک عمر راهم دور شد
من صبوری کردم و تاراج گر مغرور شد
عمر من همراه با تکرار روز و شب گذشت
شمع فانوس جوانی دم به دم کم نور شد
خویشتن را بشکنی ایثار اگر از حد گذشت
پاکبازی هر چه کردم دشمنی منظور شد
راه را از چاه در هر لحظه ایی باید شناخت
یک قدم غافل شدم یک عمر راهم دور شد
- ۲.۹k
- ۲۶ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط