عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد

عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد
من صبوری کردم و تاراج گر مغرور شد
عمر من همراه با تکرار روز و شب گذشت
شمع فانوس جوانی دم به دم کم نور شد
خویشتن را بشکنی ایثار اگر از حد گذشت
پاکبازی هر چه کردم دشمنی منظور شد
راه را از چاه در هر لحظه ایی باید شناخت
یک قدم غافل شدم یک عمر راهم دور شد
دیدگاه ها (۲)

*زندگی زیباست* به یاد داشته باش ...امروز از دیروز مسن تر شدی...

همدیگر را یافتن ...هنر نیست...هنر این است که...همدیگر را گم ...

ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭا ﺑﻬﺘﺮﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺧﻄﺎﺏ ﻧﮑﻦ ...ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﻄﺎﺏ ﺷ...

سلام صبحتون بخیرزندگیتون سرشار از سلامتی .عشق.لبخند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط