یک شهر، دستش به خون علی رنگین است!

یک شهر، دستش به خون علی رنگین است!
شهری که حق را ندید، عدالت را نفهمید، دست خدا را پس زد و با شیطان بیعت کرد.
پسر ملجم فقط کار را تمام کرد، وگرنه علی، ‌خیلی پیش‌تر از این‌ها دل از این دنیا کنده بود وقتی فاطمه رفت، وقتی‌که سر بر دل چاه فرو‌ می‌برد...

▫️ پسرش مهدی هم مثل خودش تنهاست، و شهری که هنوز در خواب است، نمی‌داند امامش کجاست؟ امشب درد دلش را با کدامین چاه می‌گوید؟

▪️ چه کردند با علی که از خدا خواست:
خدایا مرا از این‌ها بگیر...
نکند مهدی زهرا هم همین را از خدا خواسته باشد؟!

🔘 فرا رسیدن سالروز شهادت مولی‌الموحدین، امیرالمومنین، حضرت علی‌بن‌ ابی‌ طالب(علیه‌السلام) را تسلیت‌ می‌گوییم.
دیدگاه ها (۰)

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت اول : راه خدا :راه های بر اساس ز...

خیلی دوست دارم براش متنی درخور بنویسم ولی خدا می‌دونه انقدر ...

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

السلام علی المهدی ارواحنالهم فدا

🌟 داستانِ یک تحول؛ وقتی علی (علیه السلام) مسیر فیلسوف غربی ر...

السلام علیک یا حجت الله فی ارضه ع

قصه چهاردهم: معاویه (قسمت پایانی)

منتخبی از کتاب حق و تربیت یافتگان راه دوست ....

خسف | قصه سی و یکم: میراث رضا (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط