حتما بخونید

حتما بخونید
شعر زیباب حمید مصدق
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب الود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من ارام ارام خش خش گام تو تکرار کنان
میدهد ازارم .
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت
پاسخ فروغ فرخزاد
من به تو خندیدم
چون که میدانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمیدانستی باغبان باغچه ی همسایه پدر ی پیر من است
بغض تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت برو چون نمیخواست به خاطر بسپارد گریه ی تلخ تو را
تو رفتی و هنوز سالهاست در ذهن من ارام ارام حیرت و بغض تو تکرار کنان میدهد ازارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چه میشد اگر باغچه خانه ی ما سیب نداشت...
دیدگاه ها (۵)

What color is your life???cm plz....

به اشتراک بزارید

اینا جوراب و دستکشه کودک درونمه ای جاااانم فدای کودک درونم ب...

!!!!!!

وقتی بهت خیانت میکنه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط