ازم پرسيد: تا حالا عاشق شدي؟ گفتم آره.. گفت چند بار؟ گفتم

ازم پرسيد: تا حالا عاشق شدي؟ گفتم آره.. گفت چند بار؟ گفتم يک بار.. گفت پس ميدوني عشق اول هيچوقت از ياد نميره؟ گفتم آره مطمئنم.. گفت چه جوري باهاش آشنا شدي؟ گفتم از بچگي باهاش بزرگ شدم؛تا چشم باز کردم تا الان اونو ديدم..گفت باهاش در ارتباطي؟گفتم آره هميشه باهم ايم.. بغض کردم که گفت بهش ميرسي؟؟ اشکم سرازير شد گفتم آره.. گفت منم عاشقم خيلي ميخواستمش زيبا بود ولي نرسيديم..گفت خوشبحاله عشقت چقد خوشبخته ک تو رو داره واينقدر عاشقشي.. گفتم من خوشبخت-ترم که اون عاشقمه!گفت حالا کي هست اسمش چيه؟ خوشگله؟گفتم مطمئنم از عشق تو خوشگل-تره.. اسمش رحمان رحيم حميد و غفاره ...زياده اسماش ولي من صداش ميزنم خداااا
دیدگاه ها (۳)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³همون شب_____________ری...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 108・⁠]⁠ᕗچشمام رو بستم.اروم گ...

part ۷

پارت ۲۸ وقتی به خونه‌ی مادربزرگم رسیدم، از همون دم در صدای ح...

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط