love out of reach
love out of reach
part 11
سوار ماشبن شدم و یا سرعت تا خونه یون مین روندم.
وقتی رسیدم خواستم از ماشین پیاده بشم گوشیم زنگ خورد"سویی"
سویی:تهیونگ؟...
تهیونگ: خوبی؟ سویی چرا یهو غیب شدی؟
سویی:یکم حالم خوب نبود...تهیونگ نیا اینجا،فردا برمیگردم خونه نمیمونم خونه یون مین.
صداش خسته بود،اون سویی خوشحال و پر انرژی نبود که پشت تلفن کر میشدم به خاطر جیغایی که میزد.
تهیونگ:اما سویی....
سویی:اما نداره که،گفتم فردا میرم خونه
تهیونگ:خب پس...فردا ساعت ده میام،خودم میام دنبالت
سویی:اوکی...
گفت و قطع کرد،گوشیمو انداختم رو صندلی و سرم و گذاشتم رو فرمون.
ویو سویی...
بعد از اینکه تلفن رو قطع کردم هنوز تو فکر بودم که یون مین با بالش زد تو کلم.
سویی:چته! سرم درد گرفت
یون مین:حقته،هزار بار گتم گریه نکن،چرا باز گریه کردی، هان؟؟؟
سویی:گریه نکردم خوابم میاد به خاطر همینه.
یون مین:آها منم خر حرفتو باور کرذم،گریه نکن قیافت شبیه بز میشه
سویی:عوضی!!!
بالشو برداشتم پرت کنم سمتش که فرار کرد.
پسره پررو قیافه من به این گوگولی ای میگه شبیه بز،آخه بز!؟
پتو رو کشیدم رو سرم و سعی کردم بخوابم.
part 11
سوار ماشبن شدم و یا سرعت تا خونه یون مین روندم.
وقتی رسیدم خواستم از ماشین پیاده بشم گوشیم زنگ خورد"سویی"
سویی:تهیونگ؟...
تهیونگ: خوبی؟ سویی چرا یهو غیب شدی؟
سویی:یکم حالم خوب نبود...تهیونگ نیا اینجا،فردا برمیگردم خونه نمیمونم خونه یون مین.
صداش خسته بود،اون سویی خوشحال و پر انرژی نبود که پشت تلفن کر میشدم به خاطر جیغایی که میزد.
تهیونگ:اما سویی....
سویی:اما نداره که،گفتم فردا میرم خونه
تهیونگ:خب پس...فردا ساعت ده میام،خودم میام دنبالت
سویی:اوکی...
گفت و قطع کرد،گوشیمو انداختم رو صندلی و سرم و گذاشتم رو فرمون.
ویو سویی...
بعد از اینکه تلفن رو قطع کردم هنوز تو فکر بودم که یون مین با بالش زد تو کلم.
سویی:چته! سرم درد گرفت
یون مین:حقته،هزار بار گتم گریه نکن،چرا باز گریه کردی، هان؟؟؟
سویی:گریه نکردم خوابم میاد به خاطر همینه.
یون مین:آها منم خر حرفتو باور کرذم،گریه نکن قیافت شبیه بز میشه
سویی:عوضی!!!
بالشو برداشتم پرت کنم سمتش که فرار کرد.
پسره پررو قیافه من به این گوگولی ای میگه شبیه بز،آخه بز!؟
پتو رو کشیدم رو سرم و سعی کردم بخوابم.
- ۱.۹k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط