نترس! به زبان بیاور!

نترس! به زبان بیاور!
بنویس که دلت برایم تنگ شده
این همه سال، این همه ماه، این همه روز
من نوشتم و بی پاسخ ماند
قول میدهم، همین که به زبان بیاوری
قبلِ از تمام شدنِ جمله ات،
پایینِ پنجره ی اتاقت ایستاده ام
باور کن تنهاییِ پنجشنبه ها،
عجیب سخت میگذرد!
دیدگاه ها (۱)

🖤 مافیای من — قسمت ۲۴پشت درِ بستهجونگکوک هنوز کنار پنجره ایس...

تک پارتی✨«از من نترس...»آخرین زنگ مدرسه مدت‌ها بود که خورده ...

سناریو ریندو

از ترس تا اعتمادpart: 2 ...

بالاخره رسیدیم به پارت ۹! اینجا قراره راز جونگ‌کوک و ات حساب...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

مافیای من — قسمت ۱۷مردی که نباید برگشته باشدراهرو برای چند ث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط